رضا شهابی از اعضای سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه است. او را حدود ۱۹ ماه پیش بازداشت کردهاند. هنوز حکمی برایش صادر نشده و کل این ۱۹ ماه را در زندان اوین در بازداشت موقت بوده. از آخرین بازجوییاش حدود یک سال و نیم و از آخرین جلسه دادرسی دادگاهش حدود ۵ ماه میگذرد.
خانوادهاش میگویند: «رضا اکنون ناراحتی و نارسایی در کبد و کلیه دارد و ۴ مهره کمرش ضایع شده و اکنون نیمه چپ بدنش بیحس شده است و مطابق هشدار پزشکان احتمال فلج شدن او وجود دارد و تا کنون چندین بار اورژانسی به بیمارستان منتقل شده است.»
محمد حیدری، که چند هفته زندانی بود و چند هفته پیش آزاد شد، دو روز با رضا شهابی همبند بوده. محمد نامهای به دادستان تهران نوشته و از او خواسته برود اوین و با شهابی حرف بزند.
هم محمد در نامهاش نوشته و هم در بیانیه اعلام تشکیل کمیته آمده است که خانواده شهابی مشکلات اقتصادی دارند و مهمترین دغدغه شهابی در زندان هم وضعیت خانوادهاش است. بخصوص وضعیت سکونت خانوادهاش که مستاجرند و احتمالاً منبع درآمد دیگری ندارند.
خانواده شهابی «کمیته دفاع از رضا شهابی» تشکیل دادهاند. اول متن اعلامیه تشکیل این کمیته را میگذارم و بعد هم نامه محمد حیدری به دادستان تهران.
اعلام تشکیل «کمیته دفاع از رضا شهابی»
رونوشت به کارگران، تشکلهای کارگری، رسانهها و مسئولان قضایی
کارگران، مردم و وجدانهای بیدار!
رضا شهابی کارگر و عضو هیأتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد از تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ به مدت ۱۹ ماه است که به دلیل دفاع از حقوق و مطالبات خود و کارگران در زندان اوین تهران، دربند است.
رضا اکنون ناراحتی و نارسایی در کبد و کلیه دارد و ۴ مهره کمرش ضایع شده و اکنون نیمه چپ بدنش بیحس شده است و مطابق هشدار پزشکان احتمال فلج شدن او وجود دارد و تا کنون چندین بار اورژانسی به بیمارستان منتقل شده است.
در این مدت ۱۹ ماهه، اعضای خانواده و فرزندان رضا در بدترین شرایط روحی، جسمی و اقتصادی به سر بردهاند. ما بارها به مقامات قضایی و نیز مسئولین مختلف مراجعه و نامهنگاری کردهایم اما رضا تا کنون آزاد نشده است و همچنان بلاتکلیف است و جانش نیز در خطر است. رضا در اعتراض به این وضعیت از یکم آذر ماه دست به اعتصاب غذا زده است. ما تمام تلاش خود را کردهایم تا این کارگر زندانی آزاد شود، اما اکنون و پس از ۱۹ ماه کماکان در شرایط وخیم جسمی در زندان است.
رضا باور داشته و دارد که کارگران تنها باید به حمایتهای کارگران اتکا کنند و همواره در این راه تلاش نموده است. ما اعضای خانواده رضا شهابی نیز در حمایت از رضا و باورهایش دست کمک و یاری به سوی کارگران و تشکلهای کارگری دراز میکنیم و از همگان میخواهیم برای آزادی بی قید و شرط و فوری رضا شهابی تلاش نمایند.
بدین وسیله ما تشکیل «کمیته دفاع از رضا شهابی» را اعلام میکنیم و از کسانی که مایلاند عضو این کمیته شوند یا افرادی که مایل به حمایت از آن هستند میخواهیم که با نشانیهای زیر تماس بگیرند.
k.d.shahabi@gmail.com
k-d-shahabi.blogspot.com
کمیته دفاع از رضا شهابی - ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۰
شیرین شهابی، محمد امین شهابی، ربابه رضایی، مریم قاسملو، نادر نادری، حمید رضایی، زهرا شهابی، بهمن شهابی، مهدی شهابی، عسگر شهابی، قاسم شهابی.
نامه محمد حیدری به دادستان تهران
بسم الله الرحمن الرحیم
دادستان محترم تهران، جناب آقای عباس جعفری دولتآبادی
با سلام و آرزوی توفیق برای شما در کمک به اجرای عدالت؛
لابد خبر اعتصاب غذای آقای رضا شهابی در زندان اوین را شنیدهاید. در حدود یک ماه پیش که گذر اینجانب به سالن ۸ بند ۲۰۹ زندان اوین افتاد، با این مرد شریف آشنا شدم. آشنایی ما دو روز بیشتر طول نکشید؛ ولیکن در همان فرصت کم داستان ستمی را که بر ایشان رفته است، دقیق شنیدم. میدانم که نامهای خطاب به شما در تاریخ یکم آبانماه گذشته نوشت و قرار بود همان نامه را روز هشتم آبان هم خطاب به رییس قوهقضائیه ارسال کند. اما نمیدانم که این نامهها به دست شما رسیده است یا نه؟ میتوان وضعیت روحی مردی را که خود را بیگناه میداند و ماهها (اکنون ۱۸ ماه) است بصورت بلاتکلیف در حالت بازداشت موقت نگهداری میشود درک کرد. شاید دیگر امیدی به اجرای عدالت در دلش نمانده باشد.
جناب آقای دولتآبادی،
آقای رضا شهابی خواستار تعیین تکلیف خویش است. در همان نامه که به شما هم ارسال کرده بود، ابتدا وضعیت خانواده عزیزش را یادآور شده بود. راننده اتوبوس شرکت واحد که در تهران مستاجر است و پدر و مادر پیرش نیز در اطراف شهر کوچک شبستر زندگی میکنند بیش از هر چیز نگران وضعیت معاش و زندگی خانواده محترمش بود. این بلاتکلیفی چند ماهه منجر شده است که نتواند درباره محل سکونت و نحوه زندگی عزیزانش تصمیمی بگیرد. در آن نامه ارسالی به شما وضعیت دوران بازپرسیاش را هم شرح کرده بود. اینکه در یکی از روزهای خرداد ماه ۱۳۸۹ در حالی که پشت اتوبوس شهری در حال رانندگی بوده متوقف شده و از همانجا به زندان انتقال یافته است. آقا رضا برای شما نوشته که در اواخر تیرماه ۱۳۸۹ و با پایان بازجوییاش تهدید به اعدام شده و به دلیل فشار ناشی از این تهدیدها مدتی حافظهاش نیز دچار مشکل شده است. میگفت این وضعیت را برای مسئولان زندان اوین نیز شرح داده است. به گفته او، بازپرس محترم بسیاری از اتهامات وارد بر او از جمله اتهام ارتباط با گروههای معاند را کاملا بیاساس دانسته بود.
جناب آقای جعفری دولت آبادی
تصور کنید که از تیرماه ۱۳۸۹ تاکنون و با وجود اتمام بازجوییها؛ او بلاتکلیف در بند۲۰۹ زندان اوین رها شده است. بیایید لحظاتی وضعیت او را تجسم کنید. آن روزها که من در خدمت آقای رضا شهابی بودم ۵ ماه از تشکیل آخرین جلسه دادرسی در دادگاه هم سپری شده بود و هنوز بدون تعیین تکلیف در بازداشت موقت بسر میبرد. آقا رضا در همان نامهاش به شما نسبت به اطاله دادرسی و همچنین وضعیت نگهداریاش در زندان که بدون ملاقات خصوصی با خانوادهاش سپری شده بود، اعتراض داشت. امروز نیز میدانم که خواسته او تعیین تکلیف نهایی پروندهاش است. آیا این خواسته قانونی او قابل اجرا نیست؟ فرض کنید که نهایتاً دادگاه، آقای شهابی را تبرئه کند. به هر حال تا پیش از تشکیل دادگاه این احتمال هم وجود دارد! در آن صورت مسئول این ۱۸ ماهی که در بازداشت موقت بوده است چه کسی خواهد بود؟ و آیا همین که ۱۸ ماه در بازداشت موقت باقی مانده است علتی نخواهد شد که خدای نکرده حتی اگر شواهدی برای محکوم کردن او نبود، برای جلوگیری از ایجاد مشکل در نگهداری ۱۸ ماهه اش در زندان، او را محکوم کنند؟
دادستان محترم تهران
آقا رضا میگفت که در تمام این ماهها با شما ملاقاتی نداشته است. آیا لازم نمیدانید که برای شنیدن سخنان او به زندان بروید و یا او را به دفتر خود فرا خوانید؟ شهابی اکنون روزهاست که در اعتصاب غذا است. ماهها پیش برادر همراه و همفکر ما، شهید هدی صابر نیز اعتصاب غذایی کرد که نهایتاً منجر به فاجعه بزرگی شد. اگر در همان زمان به دیدار او میرفتید آیا او اکنون در میان ما نبود؟ اینجانب به عنوان یکی از دوستان رضا شهابی و به عنوان یک روزنامهنگار که وظیفهاش رساندن اخبار و آگاهی به گوش مردم و مسئولین است و همچنین بهعنوان یک شهروند از شما میخواهم که تا دیر نشده و تا فاجعه دیگری بهوقوع نپیوسته، به خواسته حق و قانونی رضا شهابی توجه کنید و همچنین درخواست دوستانش را که از او میخواهند اعتصاب غذایش را پایان دهد و سلامتیاش را حفظ کند به گوش او برسانید.
از توجه شما سپاسگذارم
محمد حیدری
روزنامه نگار