رضا شکراللهی همت کرده و قصد دارد برای مقابله با سانسور کتابهای داستانی در ایران، بعضی از کتابهایی را که از ارشاد مجوز نگرفتهاند در قالب «رمان ملکوت» (به یاد بهرام صادقی) منتشر کند. او گفته از میان کتابهای توقیفشدهای که نویسندهها برایش بفرستند، تعدادی را (لابد به قضاوت خودش در مورد کیفیتشان) با صفحهبندی مناسب وب در قالب پیدیاف منتشر میکند. آخر هر کتاب هم شماره حساب نویسنده را مینویسد برای «حمایت از ادبیات آزاد و واریز داوطلبانه حق تالیف».
اولین کتابی که منتشر کرده، عروسکساز نوشته مریم صابری است. من این کتاب را خواندم و دوست داشتم. راوی داستان یک دختر ۱۶ ساله است که یک سالی است مادر و پدرش مردهاند و با برادر بزرگترش زندگی میکند. من هیچ نوع تخصص نقد ادبی یا فهمی بیش از یک مخاطب عادی از داستان ندارم. همینقدر میفهمم که برایم دیدن دنیا از چشم یک دختر ۱۶ ساله خیلی جالب بود. زبان داستان هم شسته و رفته بود و اذیت نمیکرد. راحت خوانده میشد.
حجمش هم زیاد نیست. نه حجم فایل و نه حجم (یا طول؟) کتاب. حدود ۱ مگابایت و ۲۰۰ صفحه با حاشیه مناسب در هر صفحه که خواندنش عملاً دو سه ساعت بیشتر زمان نمیبرد. بخصوص اگر کیندلی، تبلتی چیزی داشته باشید که خواندن پیدیاف رویش سادهتر هم باشد.
رضا شکراللهی نوشته «عروسکیاز» اولین داستان مریم صابری ۲۷ ساله است و او از دو سال دوندگی به دنبال مجوز خسته و رنجور است. ببینیم این تجربه میتواند امیدی هم به خانم صابری و هم به بقیه نویسندهها بدهد که اگر کارشان خوب باشد، بالاخره راهی برای دیدنش پیدا خواهد شد، یا نه. ضمناً من زحمت ریختن حق تالیف را به پدرم خواهم داد.

|