فکر کنم یکی از ویژگیهای «شیدایی» که آن را با بیشتر تصنیفهای شجریان متفاوت میکند، ریتم تندتر شیدایی است که باعث میشود من خیلی از صبحها که از خواب بیدار میشوم عَلمش کنم.
تصنیف شیدایی - آلبوم آستان جانان
و من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
از همان چهار، پنج سال پیش که به بازار آمد، هر که میخواند میگفت عالی است و توصیه میکرد که بخوانمش. خیلی کم پیش آمده که کتابی اینقدر توصیه شود و تقریباً هر کس میخواند، دوستش داشته باشد. همان سالها هم یکی از دوستان عزیز به مناسبتی «سور بز» را بهم هدیه داد که بهانهای برای نخواندنش نماند.
اما دو چیز باعث شد که تا همین یک ماه پیش سراغ این کتاب، که همیشه میدانستم خوب است و دوستش خواهم داشت، نروم. یکی حجم زیادش (۶۲۳ صفحه برای من زیاد است)، و یکی هم اسم مبهمش و اینکه هیچ هیچ از داستان کتاب نمیدانستم. یعنی واقعاً تا وقتی کتاب را دست گرفتم کوچکترین ایدهای نداشتم که موضوع و فضا و حتی ژانر کتاب چیست. راستش اگر میدانستم «سور بز» یک رمان سیاسی است، حتماً خیلی زودتر خوانده بودمش.
خلاصه. من هم میپیوندم به خیل توصیهکنندگان کتاب.
فقط این را هم بگویم که «سور بز» درباره دوران حکومت تروخیو، دیکتاتور جمهوری دومینیکن است که حدوداً از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ حاکم این کشور کوچک بوده. من اسمش را هم نشنیده بودم، اما در ویکیپدیا نوشته که یکی از خونخوارترین دیکتاتورهای قرن بیستم بوده، که با وجود رقبای قدری که داشته عنوان شایان توجهی است.
سور بز
ماریو بارگاس یوسا
ترجمه عبدالله کوثری
نشر علم
۶۲۳ صفحه
نسخه انگلیسی کتاب